آخرین خبرها
خانه / داستان و حکایت / دعا، مهم ترین عامل شفا!

دعا، مهم ترین عامل شفا!

ÃæÑÇÏ ÇáÊÍÕíä

دعا کن، شفا نزدیک است

از بیماری گوشش رنج می برد، به بیمارستان رفت، پزشک بعد از معاینه، اعلان کرد که باید جراحی شود، به خودش مراجعه کرد، نمی خواست که چهره اش را برهنه کند و نپذیرفت. در این زمان پزشک یک زنی دیگر را به یاد آورد که همین کار را کرده بود، پس لبخند زد و گفت: اگر نمی خواهی جراحی کنی پس مثل آن زن مسن باش که نزدم آمد و من او را معاینه کردم، او جراحی     

 

تعمیر پرده ی صماخ داشت، وقتی به او خبر دادم گریست و گفت: ای دکتر، به خدا قسم حجابم را جز برای محرمم برنمی دارم. برایش توضیح دادم که وضعیتش چنین چیزی را اقتضا می کند و دارو سودی ندارد، ولی اصرار و پافشاریش زیاد شد. یک موعد دیگر به او دادم، شاید وقتی دوباره نزدم بیاید به خود مراجعه کند و موافقت کند که او را جراحی کنم. در موعد مقرر آمد، وقتی آمد گویا با پروردگارش راز و نیاز می کرد و شفا را از او می خواست. وقتی روی تخت نشست وگوشش را معاینه کردم واقعیت مرا مات و مبهوت کرد و ایمانم زیاد شد. نگاه که کردم گوشش سالم بود. پرسیدم چه خبر است؟ گفت: از وقتی که از این مطب خارج شدم دعا می کنم که خداوند مرا شفا دهد چون من ترجیح می دهم که بمیرم و کسی غیر از محرمم مرا نبیند. گفتم: خداوند بر هر چیزی تواناست.                                                                                                                                 

سپس به این زن گفت: اگر نمی پذیری که جراحی شوی پس دعا کن و با صدق و راستی به خدا پناه بیاور تا تو را شفا دهدو بیماریت را برطرف سازد.                                                                                                                             

آن زن گفت: چه کسی مثل آن زن مسن است؟ شاید او عبادتگزار و روزه دار و شب زنده دار است. ولی من از پروردگارم خواهم خواست.سپس از مطب خارج شد و شروع به مناجات با خدا کرد تا او را شفا دهد و بیماریش را شفا دهد.                           

روزها گذشت و وعده ی رفتن پیش دکتر رسید، نزد دکتری رفت که در انتظار غافلگیری دوم بود. گوشش را معاینه کرد، گویا قلبش می لرزید، امید داشت که خواسته ی آن خانم انجام شود، وقتی آن زن را معاینه کرد سینه اش باز شد و با خوشحالی و بشارت و ذکر خدای تعالی گفت: الحمدلله گوش کاملا سالم است.                                                                              

آن زن خوشحال شد و این جمله بر زبانش جاری شد: تو را سپاس ای پروردگار، تو بر هر چیزی توانا هستی. سپس به پزشک گفت: من مرتب دعا می کردم، پس خداوند علیم، خبیر، قریب و مجیب دعایم را پذیرفت.    

منبع : کتاب داستانهای عجیب و غریب        محمد المصری                                            

 

درباره‌ی طب نبوی

حیدر رحمانپور متولد1345 لیسانس زبان و ادبیات عرب پژوهشگر طب نبوی ، مشاور تغذیه قرآنی دارای گواهینامه طب سنتی وکارور گیاهان دارویی . عضو موسسه تحقیقات حجامت ایران

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد


7 − = سه

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

بالا