آخرین خبرها
خانه / مقالات / ادبیات طبی (۴ )سحرخیزی در اشعار شعرا: حافظ

ادبیات طبی (۴ )سحرخیزی در اشعار شعرا: حافظ

 

 

کس ندیده ست ز مشک ختن و نافه چین

آن چه من هر سحر از باد صبا می بینم

 ابتدا در نظر داشتم   اشعاری از دیوان شعراء پیرامون  اهمیت  سحرخیزی   و صبحگاه در یک مقاله ارائه دهم ولی  وقتی  به اصطلاحاتی از قبیل “نسیم سحری”  ” آه سحری ”  نسیم صبحگاهی ”  ” دم صبح ”   ” باد صبا”  “صبح خیزی ”  در دیوان شعراء  مراجعه کردم ؛ با دریایی پر از گوهر و مروارید  روبرو شدم  که در ان شعرای ما که خود حکیم و عارف  بوده انده   در   الهام از آیات و احادیث نبوی، اندر فوائد سحر خیزی و بهره مندی از نسیم صبگاهی   حرفها دارند   واز معجزات آه سحری  ونسیم صبحگاهی و مذمت خواب صبح  داد سخن داده اند: بنا بر این تصمیم گرفتم آن را در چند قسمت تقدیم  دوستان نمایم ؛ ابتدا گلچینی از  اشعار حافظ شیراز که در این زمینه گوی سبقت را از دیگران   ربوده بود را  تقدیم   می دارم  باشد که بهتر به اهمیت و فوائد سحر خیزی و نسیم صبحگاهی واقف شویم:

حافظ3

همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

ای نسیم سحری بندگی من برسان

که فراموش مکن وقت دعای سحرم

 

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز

که سلیمان گل از باد هوا بازآمد

 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

 

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را

با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و وردسحری بود

 

گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش

تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم

 

سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب

این همه از نظر لطف شما می بینم

حافظ1

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال

با که گویم که در این پرده چه ها می بینم

کس ندیده ست ز مشک ختن و نافه چین

آن چه من هر سحر از باد صبا می بینم

 

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

محصول دعا در ره جانانه نهادیم

 

 

 

 

چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است

مباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانی

دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت

ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

 

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید

از یار آشنا سخن آشنا شنید

 

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایان بنوازد آشنا را

کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح

زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست

 

خوشش باد آن نسیم صبحگاهی

که درد شب نشینان را دوا کرد

 

 

گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا

چشم دارم که سلامی برسانی ز منش

درباره‌ی طب نبوی

حیدر رحمانپور متولد1345 لیسانس زبان و ادبیات عرب پژوهشگر طب نبوی ، مشاور تغذیه قرآنی دارای گواهینامه طب سنتی وکارور گیاهان دارویی . عضو موسسه تحقیقات حجامت ایران

۲ نظر

  1. بسیار بسیار زیبا.ممنوم

  2. عالی بود دنبال این شعر حافظ می گشتم اینجا پیدا کردم تشکر خدا خیرتون بده
    صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

    هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد


نُه + = 16

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

بالا